البته که وطن پرستيم! البته که غيرت داريم! خروار خروارش را هم داريم. هر کجا اسم ايرانی می آيد زود به صفت غيور مزينش می کنيم. حالا درستی اين غيرت يا نادرستی اش خود جای بحث دارد. آنقدر دوز غيرت خونمان بالاست که اگر در خارج از ايران باشيم، واکنشمان نسبت به موفقيت يک هنرمند ايرانی در ايران برچسب های مختلف به او چسباندن و فحش است. اگر در ايران باشيم، معتقديم همه ی آنها که در خارج از ايران هستند، هر چه دارند از ايران دارند و به دليل نامشخصی به ما ايرانی ها مديونند. حتی اگر در عنفوان کودکی ايران را ترک کرده باشند. فرقی نمی کند. آنها موظند به ما و به ايران و گذشته اش و تخت جمشيد و حتی شاه سلطان حسين صفوی افتخار کنند. و اگر نکنند، ما کنسرتشان را تحريم می کنيم تا بد بخت شوند و بيچاره شوند و تا ابد يادشان بماند افتخار نکردن به ما چه عواقب سوزاننده ای دارد! پس اگر وطن پرستيم... کامران و هومن را بکشيم!
خدمت دوستان تحريم کننده يا دوستانی که خونشان به جوش آمده عرض می کنم اين ناسيوناليسم متجاوز شما آسيب زننده تر از خيلی مسائل ديگر است به همين ايران و ايرانی که برايش رگ گردنی شده ايد.
خدمت دوستان تحريم کننده يا دوستانی که خونشان به جوش آمده عرض می کنم اين ناسيوناليسم متجاوز شما آسيب زننده تر از خيلی مسائل ديگر است به همين ايران و ايرانی که برايش رگ گردنی شده ايد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 15:44  توسط ندا
|
